تبليغاتX
html> دریا سالار

دریا سالار
 

[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 0:35 ] [ shiva ]
هیچ کس
در دل تاریکی شب با چراغی به سراغم نرسید
هیچ کس
موقع پژمردن فصل با گلی تازه به باغم نرسید
هیچ کس

هیچ کس
بازو به بازویم نداد ای روزگار
گل پریشان شدزمستان شد بهار
از جوانی نیست چیزی یادگار
هیچ کس
این روز ها هم درد هم رازم نشد
آگه از درد من دلسردی سازم نشد
باد زیر بال پروازم نشد
هیچ کس

هیچ کس
در دل تاریکی شب با چراغی به سراغم نرسید
هیچ کس
موقع پژمردن فصل با گلی تازه به باغم نرسید

هیچ کس

پ.ن:ازطرف مسعود

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 3:21 ] [ shiva ]
سلام

اول سلام به خدای خوبم که باز کنارمه

بعدش سلام به همه اونایی که قراره بیان

ازدیشب حالم گرفته بود.البته دیروزروز بدی نبود تولد یکی از دوستام بود خوش گذشت ولی شبش دلم

گرفته بوداحساس میکردم خیلی تنهام

تاامشب تاچنددقیقه پیش که بامسعود حرف نزده بودم یه بغض سنگین باهام بود

تااینکه اونم گفت احساس میکنه تنهاس دقیقا توهمون لحظه رفتم توبلگفای یکی از همشهریا که اونجا

یعنی آهنگ بلاگفا قشنگ وخوشمل به شکستن بغض سنگینم کمک کرد .خداجونم دوست دارم بخاطر

اینکه هنوزکنارمی ودوستای خوبی بهم دادی دوستایی مثل مسعود نریمان مریم که کمکم کردن باچشم

باز راهمو برم این دوستا نشونه های خودتن خداجونم، که نذاشتن اشتباه کنم

الان دارم گریه میکنم اما این اشک شوقه

خوشحالم خیلی خوشحالم که هنوز خوب زندگی میکنم

بازم میگم خدایاممنون به خاطرچیزی که ازم گرفتی ممنون بخاطردوستای خوبی که بهم دادی

پ.ن:دوستای خوبم همه هستیداگه ازاین سه نفراسم بردم بخاطراینه که اونا سه نفری بودن که منو

ازیه اشتباه بزرگ نجات دادن

 

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 3:5 ] [ shiva ]
اگرميدانستيد يك محكوم به مرگ هنگام مجازات چقدردرآرزوي بازگشت به زندگي است ،آنگاه

قدرروزهايي راكه باغم واندوه ونگراني وبدخلقي ميگذرانيدبهترميدانستيد.

"ابوعلي سينا"

[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 3:2 ] [ shiva ]
روزهاگذشت وگنجشک باخداهیچ نگفت.

فرشتگان سراغش راازخدامیگرفتندوخداهرباربه فرشتگان این گونه میگفت:می آید.من تنهاگوشی هستم

که غصه هایش رامیشنودویگانه قلبی ام که دردهایش رادرخودنگه میدارد...

وسرانجام روزی گنجشک روی شاخه ای ازدرخت دنیانشست.

فرشتگان چشم به لب هایش دوختند،گنجشک هیچ نگفت وخدالب به سخن گشود:

((بامن بگوازآنچه سنگینی سینه توست))

گنجشک گفت:لانه کوچکی داشتم،آرامگاه خستگی هایم بودوسرپناه بی کسی ام.توهمان راهم ازمن

گرفتی.این طوفان بی موقع چه بود؟چه میخواستی ازلانه محقرم؟کجای دنیاراگرفته بود؟

وسنگینی بغض راه رابرکلامش بست.

سکوتی درعرش طنین اندازشد.فرشتگان همه سربه زیرانداختند.

خداگفت:

((ماری درراه لانه ات بود.خواب بودی.بادراگفتم تالانه ات راواژگون کند.آن گاه توازکمین مار پرگشودی.))

گنجشک خیره درخدایی خدامانده بود.

خداگفت:

((وچه بسیاربلاها که به واسطه محبتم ازتو دور کردم وتوندانسته به دشمنی ام برخاستی.))

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.ناگاه چیزی دردرونش فروریخت.های های گریه اش ملکوت

 خداراپرکرد..........

پ.ن:خداجونم ممنون بابت تمام چیزایی که ازم گرفتی ومن مدت ها افسوس ازدست دادنشون روخوردم

ومعذرت بابت قهری که ندونسته باتوکردم میدونم که میبخشیم بخشنده ترین بخشنده

 

 

[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 2:17 ] [ shiva ]
سلام

نمیدونم بایدازکجاشروع کنم چون نزدیک یک ساله که هیچی ننوشتم

تصمیم گرفته بودم دوباره بلاگفاموبه پاکنم واتفاقات خوب وبدزندگیمواینجابنویسم وبایکی ازاین اتفاقاشروع میکنم

امروزامتحان زبان تخصصی داشتم اونکه حسابی گندزدم امابااین حال بااعتمادبه نفس بالا جواب تست هارو

رو یه پاک کن مشکی نوشتموبه اکبردادم(همکلاسیم)

بعدامتحان بابچه هارفتیم سفره خونه ویه قلیون مشتی زدیموحنجره روساختیم حسابی خسته بودم

میخواستم تارسیدم خونه بخوابم امایه اس ام اس به قدری خوشحالم کردکه تایه هفته نخوابم جای تعجب

نیس

اس ام اس از یکی ازخواننده های جوون بود شایدالان فکرکنین این میتونه یه اس ام اس سرکاری باشه

امانه!!!!اینطورنیس.چندوقت پیش تواستودیوموسیقی یکی ازآشناهامون دیده بودمش وبایکی ازدوستام

 شرط بسته بودم که باهاش آشناشم وشمارشوازبچه های استودیوخواستم اماآب پاکی روریختن

رودستم

 حالابعدیک ماه خودطرف اس دادوگفت من...هستم اول شک کردم که سرکاریه اماسه سوت

 آمارشودرآوردم

 وخودش یه نشونیایی دادکه فهمیدم اونم منوکم وبیش یادشه الانم درحال اس دادنیم خلاصه این یه اتفاق

 خوب بود برام چون روی هفت هشت نفری روکم خواهم کرد........

[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 20:0 ] [ shiva ]
سلام

نمیدونم ازکجاوچطورشروع کنم این وبلاگ قبلاوجودداشت وزمانی تمام تنهایی هام روبابلاگفام که خلوتگاه پاییزی دل نام داشت پرمیکردم امامتاسفانه یکی ازهمون آدمایی که ازتمام هوششون درزمینه های منفی استفاده میکنن به دلیل کینه ورزی وخصومتی که باشخص من داشت وازعلاقه من به بلاگفاودوستان دنیای مجازیم باخبربودباهوشمندی منفی خودبلاگفاوآی دی های یاهوی بنده روهک کردوبالاخره بلاگفاروکه کلی براش زحمت کشیده بودم حذف کردحساب من واون بماندبه آخرالزمان که تنهادراین موردنیست وتوزندگی شخصی وخیلی مسائل برام مشکل ایجادکرده امامیمونه دوستام که ازدست دادمشون سعی میکنم پیداشون کنم  که بهترین دوستموپیداکردم یاسرعزیزکه  زحمت افتتاح دوباره بلاگفاباایشون بودومنوهم غافلگیرکردواین بهترین هدیه بودبرام پست اول ازطرف یاسربرای من بودواین پست به افتخاریاسرجونه

یاسرعزیزبی نهایت خوشحالم کردی  سپاس بابت مهربانی هایت


[ شنبه شانزدهم مرداد 1389 ] [ 0:31 ] [ shiva ]

[ چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 ] [ 9:20 ] [ shiva ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

About
فروش بک لینک طراحی سایت